پسرا وقتی از جلو دخترا رد می شن
این سایت با داشتن بازدید بالا و مطالب بسیار خوب و خنده دار برای همه مردم ایران است و شما هم برای ما نظرات خود را بنویسید

یکی بهم پیام داد:
سلام جیگر!!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
گفتم:سلام سیرابی!!
دیگه پیام نداد..
آیا تبعیض بین اندامهای بدن کار خوبی است؟؟
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

هرچى قرص آهن رو به آهن ربا نزدیک میکنم
هیچ عکس العملى نشون نمیده
نمیدونم آهن رباها خرابن
یا قرصا تقلبى شدن
یا من روانی ام ؟!!
شایدم تو سرکاری!!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

ﺣﮑﯿﻤﮯ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﭼﺮﺍ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺍﺫﯾﺘﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻧﻤﯽ
ﮔﯿﺮﯼ؟
ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ :
ﺁﯾﺎ ﺣﮑﯿﻤﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﺳﮕﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﮔﺎﺯﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﮔﺎﺯ ﺑﮕﯿﺮﯼ
ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺍﯾﻨﻄﻮﺭ ﻗﺎﻧﻊ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ :)
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

ميگن "پول چرك كف دست"
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ما كه از همون اول استريل به دنيا اومديم-_-
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

دقت کردین مارمولکا همیشه یه جوری میدون که انگار دسشویی دارن!!!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

اﻭﻥ ﮐﻪ ﺍﻻﻥ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﺳﺖ ﺷﻤﺎﺳﺖ ﻣﻦ ۳ﺩﻗﯿﻘﻪ ﭘﯿﺶ ﺩﯾﺪﻡ ﺩﺳﺘﺶ ﺗﻮ ﺩﻣﺎﻏﺶ ﺑﻮﺩ... گفتم در جریان باشی !!!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

تو دانشگاه ما هر موقع چمنارو میزدن فرداش قرمه سبزی داشتیم!!!
عایا این دوتا به هم ربط دارن؟؟؟
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

تو هواپیما نشسته بودم ...
بغل دستیم بهم گفت:
من اصن هیچ اعتقادی به اسلام ندارم!
یهو هواپیما یه تکون خورد گفتش :
یا ابلفضل نوکرتم ،قلط کردم!!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

دوستم امروز گفت مامان بزرگم داره از آمریکا میاد!
بخدا من همیشه فکر میکردم مامان بزرگا فقط از مکه میان!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

فقط کافيه من برم يه کيلو گوجه بگيرم از فرداش تو کوچه و خيابون گوجه مفت پخش ميکنن.
يعني در اين حد چرخ اقتصاد با من لجه.
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
10:14

دقت کردید مردا اصلن جزو آدمها حساب نمیشن..
.
.
.
.
.
.
.
.
مثلا توی اخبار میگه :در انفجار دیروز بیست نفر کشته شدند که سه نفر از آنها زن، و چهار تن دیگر کودک بود..
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
یه روز بابام از اداره اومد گفت فردا ناهار مهمون دعوت کردم خیلی باهاش رو درواسی دارم می خوام خیلی مجلل ازش پذیرایی بشه آبروم نره سنگ تموم بزارید.بعد هم رفت کلی خرید کرد شیرینی آجیل میوه های آنچنانی…… مامان بیچاره هم فرداش چند نوع خورشت وبرنج و کباب و سوپ و سر آماده کرد.مهمون بابا آومد سر سفره برنج کشید سوپ رو ریخت رو برنجش و یه قاشق خورد و گفت عجب خورشت خوشمزه ای شده اسم خورشتش چیه؟
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
امروز همه چیز مرتب بود تا اینکه منه بدبخت خواستم چایی شیرین بخورم
مثله همه یه اذما چایو ریختم وشیکرم روش (حالا فهمیدید منم ادمم)
قولوپ اولو(غولوپ)که خوردم :( اوفتادم به خس خس بلند داد زدم چرا این شوره
همون موقع اون تبلیق بانک ملت هس اخرش میگه تفاوت را احساس کنیدو پخش میکرد:((((((
من وقتی تفاوت رو احساس کردم:((((((((
مامان که جایه شیکرو نمکو اشتباه ریخته بود:)))))))))
وبازمنo_0
افقم که دیگه خز شود من برم تو دست شویی یه زره راجبه زندگیم فک کنم:))))))))
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
غضنفر داشته میرفته خونه
خونه شون هیشکی نبوده
میره رو پیغام گیر !
.
.
.
میدونید تفاوت بحرین و استقلال چی بود؟
بحرین ده نفره شیش تایی شد،استقلال یازده نفره !
)
.
.
.
یادش بخیر !
یه روزی آدما به جای شماره
به هم دل می دادن !
.
.
.
رفتم تو سرچ گوگل تایپ کردم
“زن چه میخواهد؟”
گوگل بعد از ۲۰ دقیقه پاسخ داد
“ما همچنان در حال جستجو ایم !”
.
.
.
هر زنی ممکنه واسه همسرش ملکه نباشه
اما هر دختری واسه پدرش پرنسسه !
.
.
.
ابر و باد و مه و خورشید و فلک درکارند
بچه ها درس نخوانیدکه لیسانس ها بیکارند !
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
آخرین خبر :
ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺕ غضنفر ، ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎﺭﺵ پله ﻫﺎﻱ پله ﺑﺮﻗﻲ ، ﺑﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﺎﻧﺪ !
.
.
.
جدیدترین شعر حیف نون :
هی وی وی وی وی وی وی وی وی وی
ترجمه :
شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم !
.
.
.
زن به شوهر: اگه من ازت جدا شم چی میشه؟
مرد: دیوونه میشم.
زن: نمیری دوباره زن بگیری؟
مرد: والا به دیوونه اعتباری نیست !
.
.
.
تجربه نشون داده
وقتی با دوستت دعوات میشه
تازه میفهمی چقدر از اسرار زندگیت با خبر بوده !
.
.
.
به غضنفر میگن خیلی آقایی
میگه تازه کجامو دیدی !؟
.
.
.
مسیج دختر : سلام عزیزم
پسر : سلام عشقم …(sending failed)
دختر : عزیییزم ؟!
پسر : بله بله ! من اینجام ، اس قبلیم نرسید؟ (sending failed)
دختر : عزیزم؟میخوای منو بپیچونی ؟؟
(
پسر : نه عسلم! من که دارم جوابتو میدم! (sending failed)
دختر : باشه ، این رابطه تمومه! دیگه زنگ نزن!
پسر : لعنتی ! برو به جهنم! (message send!!!)
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
دیروز تو مغازمون بودم یه آقایی اومد یه مقدار ازم خرید کرد بعد گفت فاکتور بده. داشتم براش فاکتور مینوشتم یهو دیدم گفت تشکر گفتم قربان شما زنده باشین دوباره چند لحظه بعد گفت تشکر گفتم مخلصیم فدای شما بعد دوباره گفت تشکر ولی با عصبانیت اومدم دوباره یه تعارفی چیزی کنم دیدم اوه اوه خون داره از چشاش میباره بعد به شکل خیلی عصبی گفت:نفهم صورتحساب فاکتورو میگم بزن به نام آقای تشکر. هیچی دیگه تا حالا انقدر تو زندگیم حس حقارت و ضایعی نکرده بودم:( :(
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
سلام یه خاطره می خوام براتون تعریف کنم خیلی خنده داره من تو خونمون یه خروس جنگی دارم یعنی وحشیا . یه شب خوابم نمی برد خواستم برم سر به سرش بذارم . یعنی تا بیدارش کردم یه صدایی از خودش در آورد بعد پراشو سیخ کرد بعد به من حمله کرد اونم نصف شبی منم داد و بیداد هعیی تا دو هفته جا نوکاش و خنجه هاش رو بدنم موند تا چار تا همسایه اطرافمونم بیدار شدند البته من فکرش می کردم همچین کاری کنه ولی خب حوصلم اومد (: ):
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
جونم واستون بگه سال 90بود و من 10 سالم بود و دخترعمم7...مادربزرگ بابام مرده بود و ما رفته بودیم مراسمش..چون مامانبزرگ بابام تو روستاشون سرشناس بود(زن کدخدا بود)ادمای زیادی واسه مراسمش اومده بودن...وختی موقع اذان میشد یه میکروفون میزاشتن جلو ضبط سوت و اذان پخش میکردن..غروب شد و اذان پخش کردن یادشون رفت میکروفونوخاموش کنن..میکروفون رو ایوون بود..منو دختر عمم نمیدونسیم روشنه..تیریپ خوانندگی گرفتیم..اون بهم میگه سارا اهنگ درخواستی؟منم گفتم سوسن خانوم...اونم شرو کرد:سوسن خانوم..ابرو کمون..چشم عسلی...
یهو دیدم فامیلامون دوییدن سمتمون میکروفونو ازمون گرفتن..تازه فهمیدیم صدامون تو مسجد و کل ده پیچید ..مسجدی ک توش مراسم گرفته بودن دقیقن کنار خونه اون خدا بیامرز بود..همون موقع هم دقیقن مداح داشت سخنرانی میکرد با دست گل ما چن لحظه سخنرانی رو قط کرد ببینه ما چی میگیم.
فامیلا:)))))))
من و دخترعمم0_o
مداح :اااااا
خواننده ها :))))))))))
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
باخالم رفته بودیم ددر حسابی گرسنه بودیم پول زیادی هم نداشتیم ولی ازونجایی ک جیب خالی پز عالی حال میده رفتیم کبابی خخخ
حاقا تا نشستیم یارو سیبیل کلفت ازین جوادا اومد تا چشمش ب خالم افتاد پرسید عههه آبجی شما خانومه علی آقایی؟صفا آوردین علی اقا خوبه؟من ⊙~⊙
خالم @_@ جااان؟(خالم مجرده) ب خالم اشاره کردم هیچی نگه سرکارش بذاریم روح خبیثمون شادشه خخخ هاقا یارو اینقد تحویلمون گرفت ک خالم یادش رفت ک خانوم علی آقانیست ومجرده خخخخ جاتون خالی چند سیخ کوبیده زدیم بامخلفات آخرم ک اومدیم حساب کنیم گفت مهمون ماباشید...ماهم اشک شوق ریختندی و به سرعت ازکبابی دور شدندی...ناموسا دم علی آقا باخانومش گرم خخخخ
خوده علی اقا :-#
خانوم علی آقا :-O
من:-))
خالم :-))
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
یه دفعه بچه بودم داشتم عمو پورنگ میدیدم و ورجه وورجه می کردم. یهو عمو پورنگ در اومد گفت: علی بشین دیگه!
منم رفتم نشستم :|
تا چند وقت هم دغدغه ی فکریم بود از کجا منو دید؟؟!!
(هنوزم هست :|)
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
دوستم گفت طرز صدا کردن مامانم زمانى که غذا آمادست!
تخم مرغ : عزیزم ، الهى مادر فدات شه بیا غذا حاضره.
کوکو : عزیزم غذا آمادست
خورش : بیا دیگه غذا یخ کرد
مرغ : ما الان مى خوریم و جمع مى کنیم
کباب : اصلا صدا نمى کنه بعدا میگه هر چقد صدات کردیم نیومدى
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
یه بار از طرف مدرسه برده بودنمون نمایشگاه کتاب، داشتیم همین جوری قدم میزدیم تو سالنش ک یهو چشمم خورد به غرفه ی
*مدرسان شریف * D: یهو یه فکر شیطانی اومد تو سرم . رفتم جلو غرفه یه دختر جوونی صاحب غرفه بود
گفت بفرمایید گفتم مدرسان شریف D: خلاصه هر چی گفت گفتم مدرسان شریف شروع کرد فحش دادن ک گفتم خانوم عصبانی نشید دیدم دختر با کمالاتی هستید خواستم با هم دوست بشیم اگ افتخار بدید البته اونم ک انگار راضی بود گفتم پس شمارمو یادداشت کنید اونم منتظر بود شمارمو بگم گفتم 2966 :)))
لنگه کفششو در اورد ک بهم حمله کنه فرار کردم :)))
دوستای اسکلمم کف زمین پهن بودن از خنده:))))
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
من و بابام رفته بودیم مهمونی، حوصلم سر رفت بهش اس ام اس دادم”بابا پاشو بریم”.
وسط حرفش بود موبایلشو برداشت همه هم منتظر بودن که حرفشو ادامه بده ،
بلند گفت :ااااااااا تویی؟ باشه باباجان الان میریم!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
بچه های ورودی رشته ما تو دانشگاه 120 نفر بودن. سال دوم بودم یه روز واسمون کلاس جبرانی گذاشته بودن ما هم داشتیم دنبال کلاس میگشتیم که یهو یک پسری ازم پرسید : ببخشید کلاس کجا برگزار میشه؟ اونوقت بود که من تازه فهمیدم که ایشون از بچه های ورودی ماست ولی عجیبه که من توی این 2 سال ندیده بودمش!
یه روزم توی راهروی دانشگاه بهم سلام کرد منم جواب دادم.
فرداش اومده میگه میشه خصوصی صحبت کنیم؟ گفتم بفرمایید!
میگه اگه اجازه بدین با مادرم بیایم خواستگاری آخه روابطمون داره از حد میگذرد درست نیست!!!
من0،o
روابط@،@
ازدواج!!!
مونده بودم بخندم یا گریه کنم
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
دیـشـب کـولـرمـون خـراب شـد مـجـبـور شـدیـم هـمـه بـیـاییـم زیـر پـنـکـه بـخـوابـیـم ، وسـطـای شـب ایـنـقـد گـرمـم شـد تـی شـرتـمـو دراوردم خـوابـیـدم ، تـوخـواب یـه لـحـظـه احـسـاس کـردم یـه چـیـزی از رو شـکـمـم سـر خـورد رفـت رو کـمـرم O.o
تـو خـواب و بـداری گـرفـتـمـش دیـدم مـاره ه ه ه ه ه O_o
پـرتـش کـردم اونـور ، پـا شـدم لامـپـو روشـن کـنـم پـام تـا زانـو رفـت تـو شـکـم دایـیـم ، بـیـچـاره درجـا گـوزیـد (:
خـواسـتـم پـامـو تـو شـکـمـش در بـیـارم بـا بـاسـن افـتـادم رو سـر بـابـام ، بـابـام فـک مـیـکـرد آوارم . مـیـزد زیـر مـن و داد مـیـزد زلـزلـــــه ^_^
خـواسـتـم بـلـنـد بـشـم حـس کـردم مـاره دوبـاره اومـد تـو دسـتـم ، پـرتـش کـردم ولـی دور کـمـرم گـره خـورده بـود مـگـه ول مـیـکـرد پهـلـوامـو سـوراخ کـردم از بـس مـشـت زدم تـو پـهـلـوام
با شـکـم رفـتـم تـو دیـفـار خـوردم بـه کـلـیـد ، لامـپ روشـن شـد ، مـاره تـو دسـتـم بـود بـا مـشـت مـیـزدمـش یـه لـحـظـه تـو دسـتـمـو نـگـاه کـردم دیـدم کـش شـلـوارکـمـه بـاز شـده O_0، خـدا شـاهـده بـابـام وقـتـی فـهمـیـد یـه چـکـی زدم اگـه بـه نـیـسـان مـیـزدش چـپ مـیـکـرد o_0
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
ی برای تهیه ای مطالب داغ و بروز ندارم. موفق باشید.اولین عکس خنده دار، محض تقدیم دختر خانم های گل


چقد هوا گرمه بی حال شدیمااااا

واقعا من مونده ام به عقل و نبوغ این مهندس کل!!


یکی از سرگرمی هام وقتی موز دستم می افته!! کسی از اینا بلده ؟؟؟؟؟
عکس های خنده دار

دوگربه خیلی عاشق!! - عکس جالب و خنده دار

واقعیتی غیر قابل انکار از ادوار مختلف زندگی مردها !

:))
خلاقیت رو حال کنید !
لطفا به طرحهای موی اینا با دقت بیشتر نگاه کنید. آخه از جمع کردن اونا یه طرح خیلی خنده دار به دست میاد. نکته را گرفتی؟

خرخون خرخون که میگن اینه ها !

مگه می ذارم فرار کنی. بیا بیا پایین!!



خوب بید؟!
عکس های خنده دار و جالب از سوژه های گوناگون

من سوکووووت می کنم.... خخخخـــ

امروز یه لحظه بیکار بودم دستمو اینجوری کردم...!!



بهترین مدل های مو برای خواب سرکلاس...


پسر کاکل به سر خخخخخخخــــ
عکس پسر باحال تهرانی تو مترو...

نگا نکن اصاب ندارما …

گربه قجری

کوفتت بشه ...

درو وا کن با صحبت حلش میکنیم !

کیا نکته ای عکس رو گرفته ان؟؟
هرکه نکته رو گرفته بره ادامه عکس ها بقیه رو ...
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده
یه بار اول ابتدایی که بودم بغل دستیم بهم گفت : مسخره !
منم گفتم اسم بابات اصغره !!
برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده

برچسب:
نویسنده: میلاد تقی زاده